باوند بهپور

بازگشت به صفحه‌ی اصلی

ساسی مانکن: موسیقی در فضای اجتماعی مهمل

۲۵ دی ۱۳۸۹

۱.

مردم دو دسته‌اند: آن‌هایی که از جواد یساری لذت می‌برند و آن‌هایی که لذت می‌برند و به روی خود نمی‌آورند. هرچند هرگونه قیاس میان ساسی مانکن و جواد یساری مع‌الفارق خواهد بود.

۲.

نوشته‌‌ی زیر به دفاعی صادقانه از ارزش هنری آثار «مانکن»ها نه به مثابه «پدیده» بلکه در مقام هنرمندان یک وضعیت می‌پردازد.

۳.

پس باید توضیح داد منظور از ارزش هنری چیست. ارزش هنری اساساً بی‌معناست. اگر هم از آن اسم می‌برند ارزش‌های انسانی را مد نظر دارند: مهارت، هوشمندی،‌ شهرت، صداقت، پول، رندی، هرزگی، نبوغ. هنر را از زاویه‌ی ارزش دیدن هیجان‌انگیز است؛ شاید هاله ایجاد ‌کند،‌ هاله‌ی بنیامینی، اما چیز زیادی نمی‌آموزاند.

۴.

ساسی مانکن به تمامی ارزش‌های «عینی» اثر هنری آراسته است، به هرآن‌چه می‌توان به ترازویی واقعی کشید و سنجید، به‌خصوص به تمامی آن‌چه هنر رسمی و سازمانی‌ ما فاقد است: به مخاطبان واقعی، کسانی که به دنبال اثر هنری می‌گردند نه آنان که تصاویر و اصوات بر ایشان می‌بارد، به تعداد کسانی که موسیقی‌ای را با دل و جان مصرف می‌کنند، به تأثیری که بر ایشان می‌گذارد، به شدت رابطه‌ای که برقرار می‌کند، به شهرتی که برای خود کسب کرده‌اند، همه پول و شهرت و مقام این‌جاست پسر، به سرعتی که این کار را کرده‌اند، به درآمدی که برای مانکن‌ها داشته، ما می‌خوایم پول‌دار شیم با رپ فارسی، به تعداد کسانی که در عروسی‌شان با آن رقصیده‌اند،‌ غیره و غیره. ساسی مانکن با همان فاصله‌ای از موسیقی‌ شجریانی متمایز می‌شود که از هنر ارزشی، به همان اندازه از جواد یساری که‌ از شاهین نجفی، نامجو یا افتخاری. رپی که می‌بینی آره مختص ماست، بیاد پیش ما هرکی که قدرت رو خواست.

ساسی مانکن زیرزمینی هست و نیست،‌ عیان است، رادیکال نیست، رادیکال هست، در جدی گرفتن چیزهای غیرجدی رادیکال است، زندگی جدی نیست. ساسی مانکن عمیق نیست؟ چرا؟ در زمانه‌ای که همه‌چیز پوسته است، آن‌چه را در زیر پوسته جریان دارد باید عمیق نامید یا دست‌کم «زیرتر». چه خوب که عمیق نیست، ساسی مانکن نامجو نیست: مع‌الفارق است. از نامجو بهتر است از هر نظر. به‌خصوص از نامجوی جدید که انگار نبوغ‌اش را مصرف کردیم، بی‌آن‌که او افول کرده باشد ما خواسته‌های دیگری پیدا کرده‌ایم، دیگر غصه‌خورک نداریم، او دارد. نامجو نوعی انفراد است مطلوبِ بسیاری؛ ساسی مانکن فرد نیست، به هیچ چیز شاخص نیست؛ یک زمانه‌ و جغرافیای کوچک است، چند میلیون سلیقه‌ی هم‌سو شده. دست‌کم برای چند سال. تا وقتی معتبر است که کسانی که برای‌شان می‌خواند همین شیوه‌ی زندگی را معتبر می‌دانند. میانگین سلیقه‌ی موسیقایی ملت ایران که به وضعیت دوخته باشد ساسی مانکن است نه شجریان یا علیرضا مشایخی. حالا شیش و هشتی‌‌ان کیا؟ نامجو به بستر فرهنگی موقری دهن‌کجی می‌کند که از آن برخاسته؛ ساسی مانکن بی‌اعتناتر از آن است که بداند بستر فرهنگی‌ «دارد». ساسی مانکن تماماً خودش است: بازتاب تمام این گند‌و‌کثافت همه‌ی ما به اضافه‌ی شادی. تماماً ایرانی است، می‌خواهد به مایکل‌ جکسون آهنگ‌های بندری بفروشد، بهترین بازتاب هویت ملی، موسیقی صددرصد ایرانی (موزیک رو عوض کنید وقت رپ فارسیه) ساسی‌مانکن یک طبقه است، یک آرزو، یک نوع آدم که ایران تولید کرده است و در هیچ کجای دیگر یافت نمی‌شود. دست‌و‌پا زدنی در برابر مرگ.

… اگه اینو دوست ندارین می‌ریم تو فاز بندری …

۵.

پرت نیست بگوییم شناخت ساسی مانکن به شناخت معنای داف بستگی دارد. این چند صدهزار انسان مؤنث ایرانی که با این نام متمایز می‌شوند، که به این نام خوانده می‌شوند و ابایی ندارند که به این نام شناخته شوند. و این چندصدهزار جنس مذکری که اینان را به این نام می‌خوانند. چه کسی زبان گویای این «هموطنان» ماست؟ حتا مجلات زردی که دیگران را به برگزیدن هوشمندانه‌ی نامزد خود توصیه می‌کنند نمی‌توانند زبان گویایشان باشند. داف‌ها و داف‌بازها کلاً هیچ‌اند، پست و حقیر و ناموجودند، جدی نیستند، رنج‌شان به حساب نیست، کلاً کمتر از آن‌اند که کسی درباره‌ی ایدئولوژی‌شان بپرسد. همگان محصول شرایط اجتماعی‌اند جز این‌ها، کلاً خارج از تاریخ‌اند، انسان نیستند مانکن‌اند. زبان رسمی برای نامیدن‌شان حتا کلمه‌ ندارد. و اگر یک هیچ ناموجود همین را به عنوان هویت بر‌گزیند تا آن را با تمام تناقضات و اعوجاج‌اش به درون وضعیت دن‌کشیوت‌وار خود و دیگران بدوزد و طرفدارانی بیابد بسی بیشتر از هزار هیچکسِ متوهمِ دیگر بر مسندهای مختلف هنری و غیرهنری، این به معنای موفقیت است. این‌جا همه‌چی خوبه و فضا اجتماعیه، ئه ببخشید انگار که تزم اشتباهیه، چون که هرکی این‌جاست تو جامعه فاسده، طرح اراذل و اوباشه به ما گیرو باز بده.

۶.

بن‌مایه‌ی اصلی مانکن‌ها ریشخندی دادائیستی‌ است. دیوانه‌خانه‌ی لایورکورد «آیینه‌ی اجتماع» است. این دو کلمه با وقاحتی عجیب سال‌ها بر ما سنگینی کرد. ما دیوونه‌ایم همه‌مون،‌ شما خوش‌تون میاد ازمون. ساسی مانکن هیچ نسبتی با «جانِ سنگینی» ندارد. که قربونت برم من، که قربونت برم من. ساسی مانکن فروشی نیست، برای همگان است،‌ دانلود کنید، لیبرالِ لیبرال است، مشوق آزادی خودخواهانه‌ای است که همگان می‌توانند از آن بهره‌مند شوند. مدرسه‌ی رپ و دافی‌شاپ جز به روی «خز و خیل‌»ها برای همه باز است (حتا آن‌ها هم نهایتاً دعوت‌اند.) راه‌حل مانکن‌ها، جستجوی زندگی است در تنها مسیر احمقانه‌ای که بازمانده: در زن، (گوش کن کوچولو) زنی که زن هم نیست، داف است: همان راه‌حل عرفان ایرانی: معشوق در اشعار مانکن همان اندازه پست است که در اشعار حافظ و سعدی و خودشان هم بدان اذعان دارند: دفتر شعر من مثل انجیل مقدسه، واسه رها شدن از این جنس مؤنثه.

۷.

موسیقی مانکن‌ها دربرابر آن‌چه می‌خواهند بیان کنند شفاف است. تلاش برای انسجام دست و پای اثر را نبسته است و این عدم هراس از تضاد (کدام هماهنگی در زندگی واقعی‌شان؟) باعث می‌شود که آثار از آن‌چه برای آن ساخته شده‌اند فراتر بروند. وگرنه، غصه‌ی نهفته در برخی آثار مانکن‌ها از کجا می‌آید؟ پیام! پیام؟ چرا تم دافی‌شاپ یا پارتی این‌همه غم‌انگیز است؟ من مکافاتم فلاکت نیستم. این شادی نیست، گلاویز شدن با دهه‌های پیاپی رسوب غصه است، عقده‌های ناگشوده. حالا من اومدم پر عقده و کینه، زخم عجیب تو صدام رفته تو سینه … تو کمبود داری و خدای عقده‌ای.

۸.

موسیقی بیش از هرچیز فضا می‌سازد: فضاهایی برای تنهایی، فضاهایی برای با دیگران بودن. اگر گوته معماری را موسیقی منجمد می‌دانست، شاید عکس آن بیشتر مصداق داشته باشد: موسیقی معماری سیال است. کسی که موسیقی گوش می‌دهد فضای مورد نظرش را باز می‌سازد. فضا را با هزار چیز می‌توان ساخت، با تیر و تخته یا پیشرفته‌ترین سقف پوسته‌ای، ممکن است قابل سکونت باشد یا نباشد اما فضاست. فضاهای اجتماعی در موسیقی اجتماعی منعکس می‌شود، آن را پر می‌کند و بازتولید می‌شود. بسیاری از انواع موسیقی را نه به جهت کیفیت ساختارش (اساساً کیفیت ساختار چیست؟)، بلکه به جهت فضایی که می‌سازد گوش می‌دهند. یه روز میای می‌گی ساسی مشکل توی رپ داره،‌ پس چرا عکس منو می‌ذاری دسک‌تاپِ لپ‌تاپ‌ات؟‌ جامعه‌ای که هزاران هزار فضای تودرتوست، باید هزار موسیقی داشته باشد وگرنه همواره نوعی بیان و نوعی انسان درهم می‌شکند و هر نوع انسانی بهتر از انسان درهم‌شکسته است. جامعه عبارت از میلیون‌ها تنهایی است، هزاران پستو. پستو همیشه آخرین سنگر آزادی است، موسیقی هم. در انگلستان، کشوری که بهترین کمدین‌ها و آهنگسازان پاپ را دارد و حجم عظیمی از آزادی را، موسیقی و کمدی را دورترین حیطه‌های سانسور قرار داده‌اند. در ایران به طور تاریخی پستو را می‌کاویده‌اند، ‌موسیقی را نیز. موسیقی نوعی اندرونی بوده است، فضایی که باید پشت و رو شود، فضایی که باید در برابر بازرسی شفاف شود. ‌اخلاقیات را باید حتا بر نت‌ها و آواها، حتا بر امر مهمل نیز می‌آویختند. یه جور می‌زنم‌ات که بمونه جات رو پله، ها!

۹.

چرا ساسی مانکن اخیراً ممنوع‌التصویر شد؟ مگر پیش از این نشان دادن تصویرش آزاد بود؟‌ چرا در روزنامه‌ی رسمی مانکن بودن‌اش را به رسمیت شناختند و او را نه با نام واقعی‌اش، بلکه با نام ساسی مانکن ممنوع‌التصویر کردند؟

۱۰.

ساسی! چی شده؟ کسی نگا نگا کرده تورو؟

۱۱.

ساسی مانکن و هرگونه فرهنگ‌ از این دست، برای همگان است. وظیفه‌ی منتقد برآورد نیست، حفاظت از امکان بیان است، حفاظت از فضاهای همگانی. همیشه مختارید موسیقی «نادرست» و «بد» را نشنوید. دو تا دروغ گفتم دوستان گوش کنید، اگه منو نمی‌خواین داریوش گوش کنین.

چاپ شده در: مجله‌ی حرفه‌: هنرمند، شماره‌ی ۳۱، زمستان ۱۳۸۸، صص ۲۰۹-۲۱۰.

مطالعات اجتماعی, نوشته‌ها