باوند بهپور

بازگشت به صفحه‌ی اصلی

۲۱ بهمن ۱۳۸۹

زن سر برمی‌گرداند و از پنجره به بیرون می‌نگرد

گوشواره‌اش به پایین می‌آویزد

خنک شدن لیوان را انتظار می‌کشد

برگ‌های نعناع در آبِ جوشیده به خود می‌پیچند

نور فیروزه‌ای بناگوشِ زن به درون لیوان می‌افتد

تسکین‌دهنده‌ی برگ‌ها.

در سوی دیگر خیابان مردی با یقه‌های ضخیم

در آسمان،

ماهِ منجمد.

شعر