باوند بهپور

بازگشت به صفحه‌ی اصلی

۲۱ بهمن ۱۳۸۹

شیرسنگی کوچکی است

دلگیر و چهره‌درهم‌کشیده

شانه‌ی‌ زن در دهان او فرورفته

که نقشه را ورق می‌زند.

آلاچیقی انباشته از خاطرات را

قدم زدن زنی آزاد

می‌آشوبد.

شعر