باوند بهپور

بازگشت به صفحه‌ی اصلی

۲۱ بهمن ۱۳۸۹

استخوان‌های روشنِ دریاشسته

در پیکره‌ای روشن و دلباز

مملو از طلای مذاب و خنک.

رشته‌کوه‌های ناگهانی در برابر نور صبحگاه و غبار

تپه‌ماهورهای ماهیچه‌های آب.

گله‌ی شیرهای لمیده.

سایه‌های خوشرنگِ سرزمینی خوشرنگ

با مرزهای نرمِ همسایگان وحشی و درست‌پیمان.

لعاب قرمزِ عمیق و براقِ تخته‌های خیس قایق

در اسکله‌ی کوچک و پاک دهان.

آرام، آرام، تکان، آرام

آرام، تکان، آرام

آرام، تکان، آرام، تکان.

در گوشه‌ی گردابه‌ای

سنگی سپید

پاک شسته

و با رشته‌های آب

همخوان.

شعر