باوند بهپور

بازگشت به صفحه‌ی اصلی

هزارتوی مُد

۲۱ بهمن ۱۳۸۹

واقعیت این است که مردم در مورد هرگونه تجربه‌، احساسات چندگانه و عقاید مبهم دارند و توقعاتی متناقض.

—دانالد ان. لوین، گریز از ابهام


دو دقیقه تبلیغات. سرهم شدن ماشین سیتروئن. موهای آشفته درخشان در نور. از کنار دیوار می‌پیچد. ساق‌ها. نگاه به سمت بالا. عینک. سیم‌های سیاه پروژکتور. واقعیت این است که مردم در مورد هرگونه تجربه‌، احساسات چندگانه و عقاید مبهم دارند و توقعاتی متناقض. دفترچه‌های خبرنگاران و منتقدان. نگاه‌های مات. لبخند‌های مات. چهره‌‌های سنگی. خلخال‌های ظریف مشکی. نفر چهارم از کنار دیوار می‌پیچد. دامن پف‌دار. سرآستین‌های صورتی. لبه‌های جیب صورتی. حرکت‌ چشم‌ها. موسیقی تلفیقی. واقعیت این است که مردم در مورد هرگونه تجربه‌، احساسات چندگانه و عقاید مبهم دارند و توقعاتی متناقض. پنجاه و سه سانتی‌متر مربع پوست زنانه در قسمت فوقانی سمت راست، هشتاد و دو سانتی‌متر مربع پوست زنانه در مجموع دو بخش پایینی. سینه‌ی برهنه‌ی مردانه. صرفاً اشخاص سطحی بر اساس ظاهر قضاوت نمی‌کنند. راز حقیقی جهان در بخش آشکار آن است، نه در بخش نامرئی. دالانی از نور متمرکز. نگاه‌ها در تاریکی. دو ردیف چراغ تا انتها. نگاهی به سمت راست. ناخن‌اش جوراب زنانه را پاره می‌کند.

جوراب‌های زنانه هنگامی که به پا کشیده نشده باشند بسیار بسیار کوچک‌اند و حجم اندکی دارند. پروجکشن روی دیوار. واقعیت این است که مردم در مورد هرگونه تجربه‌، احساسات چندگانه و عقاید مبهم دارند و توقعاتی متناقض. دامن دنباله‌دار طلایی. Millons. پارچه‌ی سیاهی موها را در زیر روسری می‌پوشاند. دو ردیف چراغ تا انتها.ابتدای پای چپ بعد پای راست. کمی متمایل به داخل. زاویه‌ی دید از پایین. دانه‌های برف از بلندای سقف پایین می‌ریزد. کت را بیرون می‌آورد. یقه‌اش را صاف می‌کند. استخوان‌های سینه. ساختار فلزی زیر سطح چوبی سن. نقشه‌های دقیق مهندسی. گروه هشت نفره‌ا‌ی از مردان. یک کیف قرمز. نفر پنجم در کناره‌ی دیوار از دید پنهان می‌شود. دور چشم‌ها مشکی و طلایی. ستاره‌ای روی موها. پاشنه‌های کفش. بخشی از سر زانو. پوست اکلیل خورده. واقعیت این است که مردم در مورد هرگونه تجربه‌، احساسات چندگانه و عقاید مبهم دارند و توقعاتی متناقض. ابروهای تراشیده. مکعبی گرداگرد چانه. گروه پنج نفره‌ی مردان به درون می‌رود. همگی روی صحنه می‌آیند. ابراز احساسات. خم می‌شود و تشکر می‌کند. لباس‌هایی بسیار معمولی. مد تغییر می‌کند و تغییر مد است.

موهای به هم پیچیده در نور درخشان. مستقیماً وارد می‌شود. پاچه‌ها. نگاهی به سمت چپ پایین. عینک دودی. مثل چادر است اما آستین دارد. پروژکتورها در دو طرف. واقعیت این است که مردم در مورد هرگونه تجربه‌، احساسات چندگانه و عقاید مبهم دارند و توقعاتی متناقض. چشم‌های حیرت‌زده. نگاه‌های براق. سرآستین‌های آبی‌رنگ. یقه‌های کبود. حرکت چشم‌ها. پرکاشن. چهارلایه شال ظریف،‌ آبی ‌آسمانی. واقعیت این است که مردم در مورد هرگونه تجربه‌، احساسات چندگانه و عقاید مبهم دارند و توقعاتی متناقض. نگاه‌ها در تاریکی. راز جهان در بخش تاریک آن است. کمرش بیش از حد تنگ است. جوراب‌های زنانه با نخ‌های کلفت. ابروهای پهن. هیچوقت اجازه نداد ابروهایش را بردارد. کت را روی شانه‌اش می‌اندازد. نفر ششم مستقیماً وارد می‌شود. لینژری. پاچه‌هایی که با کش وصل می‌شود اما واقعی نیستند. یکی از آن‌ها از سوءتغذیه مرده بود. این طور می‌گفتند. تبلیغات. دو دقیقه طول می‌کشد. به هم پیوستن سیتروئن. حتماً از داروخانه‌دار سؤال کنید یا بروشور همراه آن را مطالعه کنید. نفر سوم از کنار دیوار می‌پیچد. نور متمرکزی که با او حرکت می‌کند. واقعیت این است که مردم در مورد هرگونه تجربه‌، احساسات چندگانه و عقاید مبهم دارند و توقعاتی متناقض. کجا می‌شود این را پوشید؟ صرفاً کیف‌ها را نگاه کردم. به مدت دو روز. لحظه‌ای مکث نمی‌کند. از سر شروع می‌کند تا نوک پا. مانتوهایی مد شده که زیر زانوست. مد تغییر نمی‌کند. مگر قبلاً چه گفته بودیم؟ زن سیاه‌پوست دور می‌زند. پاچه‌هایش را در کفش فرو کرده. پیراهن‌ سفید رو می‌افتد. کفش‌های کتانی و جلیقه‌ی خاکی رنگ عکاس‌ها. فربه. ته‌ریش جذاب‌ترش می‌کند. سبیل داشتن برای زنان کی مد شده بود؟ واقعیت این است که مردم در مورد هرگونه تجربه‌، احساسات چندگانه و عقاید مبهم دارند و توقعاتی متناقض. موهای مرتب به هم پیچیده در زیر نور کم. تبلیغات. سرهم شدن ماشین سیتروئن.

۱۴ بهمن ۱۳۸۸

یادداشت نمایشگاه هدیه‌ احمدی به نام «شبکه‌ی مد» در گالری محسن

یادداشت نمایشگاه